+
نوشته شده در چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 7:2 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

+
نوشته شده در سه شنبه 26 آبان1388ساعت 8:50 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

تو سکوت غصه هام بازم ترانه میخونم
به یاد روزای بی تو عاشقانه میخونم
پشت این حصار غربت مرگ من چه بی صدا شد
چشای بارونی تنها سهم من از عشق ما شد
میدونم که دلربایی ولی حالا بی صدایی
میدونم که زنده میشم دوباره اگر بیایی
میدونی دوست دارم من, میدونم دوسم داری تو
من نصیب تو نمیشم ای خدا باید بری تو
دل من خیلی کوچیکه که توی اون جا بگیری
عزیزم خدانگهدار نمیخوام دردو ببینی

و در این گاه و بی گاه های سرگردان
هر که را « دریا » می نامی
سونامی میشود !
و هر که را « پری » ، جن !
و نیاید روزی که تو را آفتاب بنامم
حتما" کسوف خواهد شد !
قصه امشب حدیث غالب است
قصه عشق است بشنو! جالب است
در همان روزی که یک بود ، یک نبود
جز دل دیوانه من کس نبود
یک نفر آمد ندانم از کجا
تا برد دل را به سوی ناکجا !
بوی عشق آمد شدم سرمست او
رفتم و دست دلم در دست او
تا پس از چندی رسیدم ناکجا
گفتم ای دل ، من کجا؟ اینجا کجا ؟!
دل خموش و عقل را چاره نبود
تا کنون فکرم چنین پاره نبود
روز و شب صبر از خدا می خواستم
عقل را از دل جدا می خواستم
لحظه ها می رفت و من در ناکجا
آخر این غم تا به کی و تا کجا ؟!
ابر دل جز اشک بارانی نداشت
جان من! این قصه پایانی نداشت .
+
نوشته شده در دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 3:22 قبل از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

خداحافظ گل همواره در یادم . خداحافظ
نگار خوش خط وخالم . پریزادم .خداحافظ
اگر چه حتم دارم که مرا از یادخواهی برد
ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ
ترا با لحظه های سبز و شیرینت رها کردم
و خود چون برگ پاییزی که افتادم خداحافظ.خداحافظ .خداحافظ....

سلام سلام خوبین بچه ها ؟چه خبراا؟
حالا از این چیزا که بگذریم.
این پست سفارشیه برای خدافظی از
پیمان
عزیز از اولین دوستای اینترنتیه من
.
داره میره!!
میره...............
میره..........
میره.............
میره سربازی
دلم برات تنگ میشه
خیلی طول میکشه اخه تا برگردی
تا الان خیلی حرف داشتما وقت عمل که رسید همشون یادم رفت
اقا پس من و بقیه دوستات اینجایم تا تو برگردی
الان داری اشک شوق میریزی میدونم دیگه
گریه نکنین پشت سر مسافر خوبیت نداره
خب دیگه زوق زده نشو دیرت میشه
مراقب خودت باش
خوش بگذره.
ابرومون رو نبری ها مرد باش






یکی از دوستام که خیلی عزیز برام(به جشم برادري)فكر های بد نكنيد!!!داره ميره پا بچسبونه(منظور سربازي مي باشد)
واسه همين تصميم گرفتم با يكي از دوستام كه دوست مشترك ميشه(ايوب)واسش آش پشت پا(منظور همان آپ مي باشد)واسه دوست عزيزمون(پيمان)درست كنيم(منظور همون بنويسيم مي باشد)
باورم نيست پيمان رفتي و خاموش شدي
ترك ما كردي و با پادگان هم آغوش شدي!!!!
تورا ما چشم در راهيم شباهنگام!!!!!!
ايشالاه كه مثل مرد بري و مثل مرد برگردي
دلمون برات خيلي تنگ ميشهههههههههههههه!!!!ه
سلام اي اي داغ بر دل نشسته
تو تنها نمي ماني اي مانده بي من
تو را مي سپارم به دلهاي غروب غريبانه ي عشق
سلام اي طلوع سحرگاه رفتن
سلام اي غم لحظه هاي جدايي
خدا حافظ اي شعر شبهاي با هم
خدا حافظ اي هم نشين هميشه
خدا حافظ خسته
و آخرین حرف:پیمان جوونم مراقب خودت خیلی باش خیلی هم بهت خوش مگذره منو نمیبینی اشک نریز
زودی بیا ما همه اینجا متظرتیم.
از طرف ایوب و میلدا و میلدا و میلدا
+
نوشته شده در جمعه 16 مرداد1388ساعت 7:44 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

کاشکی ابر بهاری بشکند بغض این چشم انتظاری بشکند کاش این دیوارها عاشق شوند تا قفس های قناری بشکند شاعرم دار و ندارم پنجره است با دلی که گه گداری بشکند کار کار توست امشب هم اگر کوچه در قول و قراری بشکند لحظه ای با من بمان قدری بخند چین لبهای اناری بشکند لحظه ای بخنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد فقط ....Plz

که دگر بار از اینگونه خطاها نکنم
بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من
توبه کردم که دگر توبه بی جا نکنم

شب شنيدم كه درختان بلند
هوس گفتن نامت دارند و به هم مي گويند:
نام زيبايي داشت !
راستي ياد كسي نيست. چه بود ؟
در جواب برگي ، كه زمن نام تو را مي پرسيد
لب ز لب نگشودم
من فقط خنديدم ، كه چه گويم با برگ ؟
شب پر خاطره اي بود و هوا ابري و خواب آور بود
و درخت گيلاس تا صبح دلش خونين بود
برگ خشكيده كه از چشمه چشمان تو جان يافته بود
خواب سرسبز درختان مي ديد
من چه مي كردم؟ گر نمي خنديدم

و چه بايد بكنم؟ گر نخندم به فسوس
كه دريغا چه عبث
من نگفتم با برگ نام زيباي تو را
با من آهسته بگو
برگ ها عاشق چشمان تواند ؟
تو دلت پيش درختان ماندست ؟
من دلم مي خواهد
كه به جبران خلاف شب پيش
به بلنداي شب يلدا شب
پيش تو بنشينم
و به رنگ شفق سرخ بگويم تا روز
من دلم مي خواهد
نگذارم كه درخت لب جو خشك شود

اما تو !
كاش مي دانستي
دير وقتي است كهكه چشمان من از آب تهي است
كاش مي دانستي من چرا مي خندم
دلم را قفل خواهم زد
كليدش را دگر دست زبان خود نخواهم داد
من از تكرار اسرار دلم در بند افتادم
نخواهم گفت ديگر دوستش دارم
درون سينه ام محبوس خواهم كرد مهرش را
كه شايد روزگاري درشبي روشنتر از امشب
نشينم باز رو در روي و گويم:

دوستش دارم . . .
+
نوشته شده در جمعه 16 مرداد1388ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

تنهایی و تاریکی و تکرار ترانه آوارگی و ترس و تمنا و بهانه از عشق بگو ، شعله بکش ، خوب بسوزان لبخند شو و آب کن این بغض شبانه ! دریا شدم: آرام ، پر احساس ، خروشان خورشید شدی ، سرزدی و سوخت کران تا به کرانه ! شاعر شدم و نام تورا زمزمه کردم: "مقصود تویی ، کعبه و بتخانه بهانه ! " یک روز دگر بی تو گذشت و نرسیدی شب آمده از راه ، کجا مانده ای آخر ؟! من ماندم و آیینه و آشفتگی و اشک تنهایی و تاریکی و تکرار ترانه.

I LOVE U I LOVE U I LOVE U I LOVE U I LOVE U I LOVE U
بهاری ، گلعذاری ، نازنینی ، ماه سیمایی نمی دانم چه هستی ، مشکلی ، رمزی ، معمایی خدای عشقی ، فرمانروای کشور جانی جهانی راز هائی ، آفت دین و دل مائی نسیم لاله زاری ، بوی آغاز بهارانی هوای صبحگاهانی ، صفای دشت صحرایی گهی لطفی ، گهی قهری ، گهی خشمی ، گهی مهری طبیعت در تو گرد آورد دنیای تماشایی رخت بخت خوش اقبالان ، زلفت روزگار من جمال دلکشت مجموعه لطف است و زیبایی تو ابر عالم آرا ، من کویر خشک و سوزانم ببار ای ابر گوهر زا که بستانها بیارائی زمینی سرد و تاریکم ، تو آن خورشید جانبخش که از فر ِ تو می یابد جهان جان شکوفایی
شهر ما شهر سکوت است ، سکوت کوچه هامان همه دور از ملکوت سالها پیش نگه خیره نبود دل آیینه ی ما تیره نبود چند سالیست که اینگونه شده مشق شب کشتن گلپونه شده پای فولادی دل زنگ زده بغض بر فرق گلو چنگ زده وقت آن است که پرواز کنیم نای خود با غزلی ساز کنیم چشم در چشم نسیم سحری قفل از بند دلی باز کنیم come on ....

+
نوشته شده در چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 0:8 قبل از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

+
نوشته شده در چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت 5:37 قبل از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

ین داستانو بخونین خیلی قشنگه.
استادي درشروع كلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت كه همه ببينند.بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است ؟
شاگردان جواب دادند 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم ........ استاد گفت : من هم بدون وزن كردن ، نمي دانم دقيقا' وزنش چقدراست . اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟ شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد . استاد پرسيد :خوب ، اگر يك ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد ؟ يكي از شاگردان گفت : دست تان كم كم درد ميگيرد.
حق با توست . حالا اگر يك روز تمام آن را نگه دارم چه ؟
شاگرد ديگري جسارتا' گفت : دست تان بي حس مي شود . عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند . و مطمئنا' كارتان به بيمارستان خواهد كشيد ....... و همه شاگردان خنديدند . استاد گفت : خيلي خوب است . ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييركرده است ؟ شاگردان جواب دادند : نه
پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ درعوض من چه بايد بكنم ؟
شاگردان گيج شدند . يكي از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت : دقيقا' مشكلات زندگي هم مثل همين است .
اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد اشكالي ندارد . اگر مدت طولاني تري به آنها فكر كنيد ، به درد خواهند آمد . اگر بيشتر از آن نگه شان داريد ، فلج تان مي كنند و ديگر قادر به انجام كاري نخواهيد بود. فكركردن به مشكلات زندگي مهم است . اما مهم تر آن است كه درپايان هر روز و پيش از خواب ، آنها را زمين بگذاريد. به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند .
هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هرمسئله و چالشي كه برايتان پيش مي آيد ، برآييد!
پس همين الان ليوان هاتون رو زمين بذاريد
زندگي كن....
زندگي همينه


راستی من نوشته هامو که رنگی میکنم چشمای قشنگتون درد میگیره؟؟؟؟؟(مهم)




بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه ی آن قافیه ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

+
نوشته شده در جمعه 22 خرداد1388ساعت 4:56 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

اگه چشمای تو هر شب
واسه من رویا بسازه
اگه قلب من دوباره
دل به دست تو ببازه
اگه بارون بشه اشکام
تن دشتت رو بشوره 
دل میدم به شهر غربت
که از اینجا خیلی دوره
اگه با صدای بوسه
خواب شبهامو ربودی
اگه از تموم گل ها
گل عشق من تو بودی
اگه قلبم با نگاهت
خیلی وقته جفت و جوره
دل میرم به شهر غربت
که از اینجا خیلی دوره
من از آغاز رسیدن
با تو در اوج نگاهم
اعتراف تلخم اینه
که به عشقت رو سیاهم
اگه آخر بشه عمرم
جای من میون گوره
دل میدم به شهر غربت
که از اینجا خیلی دوره
که از اینجا خیلی دوره 
منو از خودم جدا کن
من که با خودم غریبم
بین آدمای این شهر
غرق نیرنگ و فریبم
میرم از شهر تو اینجا
خالی از عشقه و نوره
دل میدم به شهر غربت .که از اینجا خیلی دوره

+
نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 10:0 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یکروز تصمیم گرفت میزان علاقهاى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.
یکى از دامادها را به خانهاش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مىزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.
همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بىامو کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»


+
نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 9:59 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

مادر من٫نور چشمم هستی من
ساغر خوشبختی من مستی من
مادر من٫امیدم بی تو سرابه
یه حبابه روی آبه زندگیم بی تو خرابه
تو به رسم قصه عشق تو گوش من صداکردی
دلم رو با رموز عشق آشنا کردی
تو میگفتی٫تو این٫دنیا فقط خوبیست٫که میمونه
با خوبی هات دلامونو با صفا کردی
چه شبهایی نخوابیدی برام با صبح دعا کردی
واسه خوابم تو ای مادر لالا لالا لالا کردی
واسه فرداااااااااااااااااااااااااااااام دعا کردی
حضور خوبه تو به خونمون صفا میده
صدات وقتی که می پیچه به قلبامون جلا میده
اگه روزی همه گل ها یاسمن باشه
دلم میخواد تمومش به پای یار من باشه
مادر من٫ماادر من٫مااااادر من٫مااااااااااااادر من

نوبتی هم که باشه نوبت مامان جووووووووونمه به افتخارش.
+
نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 9:54 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

گل آفتاب گردون هر روز به انتظار دیدن یاره
اما خورشید و پوشونده ابری که تاریکه و تاره
چشمای آفتاب گردون٫ باز نگران از ابرا
داد میزنن این تنها٬طاقت دوری نداره
تا بشه وقتی خورشید٫ از دل ابرا پیدا
باز کاره آفتاب گردون انتظاره انتظاره
آخرش ابرار و از رو٫ رخ خورشید بر میدارم
توی آغوش نفسهام٫ عطر لبخند و میارم
واسه دیدارت همیشه٫ میزنم تا آسمون پل
بمون همیشه کنارم ٫تو ای خورشید منم اون گل
توای خورشید٫منم اون گل
دونه دونه دونه٫دونه دونه

پاک کنیم اشکای روی گونه هارو
دونه دونه دونه٫دونه دونه
پر کنیم از شادی همه خونه هارو
میخوام اون ابرای تیره٫ که گرفتن روی خورشید
همه بارون بشن اما ٫ببارن رو گل امید
که چشمونم همیشه باشه به آسمون تو
تا بمونم من همیشه گل آفتاب گردون تو
+
نوشته شده در سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 8:56 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|


ســـــــــــــــــلام یه ســــــــــــــــــــلام عشقولانه به همتون


بی تو online.....
بی تو online شبی باز از آن room گذشتم.
همه تن چشم شدم دنبال IDتو گشتم.
شوق دیدار تو لبریز شد از case وجودم.
شدم آن user دیوانه که بودم.
وسط دسکتاپ room یاد تو درخشید.
ding صد پنجره پیچید.
شکلکی زرد بخندید.
یادم آمد که شبی با هم از آنroom بگذشتیم.
room گشودیم و در آن pm دلخواسته گشتیم.
لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم.
تو و yahoo دینگ و دنگ. همه دلداده به یک talk بد آهنگ.
windows و hard وmotherboard میلدا دست براورده به keyboard.
تو همه راز جهان ریخته به طرز سلامت من به دنبال معنای کلامت.
یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذز کن.
لحظه ای چند بر این room نظر کن.
chat آیینه ی عشق گذران است.
تو که امروز نگاهت به ایمیلی نگران است.
باش که فردا pmات با دگران است.
تا فراموش کنی چندی از این روم log out کن.
باز گفتم حذر از chat ندارم.
ترک chat کردن هرگز نتوانم نتوانم.
روز اول که ایمیلم به تمنای تو پر زد مثل spam تو inbox تو نشستم.
تو delet کردی و من نرمیدم نگسستم.
باز گفتم تو هکری و من user هستم.
تا به دام تو در افتم room هارو گشتم و گشتم.
تو مرا هک بنمودی نرمیدم نگسستم.
رومی از پایه فرو ریخت.
هکری igrone تلخی زد و بگریخت.
hard بر مهر تو خندید.
pc از عشق تو هنگید.
رفت در ظلمت شب آن شب و شب های دگر هم نگرفتی دگر از آن user آزرده خبر هم.
نکنی دگر از آن room گذر هم.
بی تو اما به چه حالی از آن room گذشتم.......









باحال بود؟؟برای اونایی که اصلشو خوندن آره.بد نبود

حالا بریم سره اصل مطلب..
تولد جیگرم که خیلی هم دوسش دارم مبارک از سمیم قلبم{عمرم خیلی دوست دارم تولدت مبارک}











فکر کنم همون یه جمله کافی بود.
چقدر شلوغ کردم خب مگه چند بار در سال تولدشه؟ ایشالا که خوشش اومده باشه.
حالا ماشالا ماشالا بهش بگین تا من برم بعدا میام فعلا.دوستون دارم .
تو پست پایین نظر بدین.




ستایش جونم تو هم همیطور گلم
+
نوشته شده در دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 4:2 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥

شب بود و ستاره توی کهکشون
غم بود و نگاهی رو به آسمون
با چشم خسته
قلبی شکسته
باز پر شده قلبش با گلایه ها
باز میگه غماشو با ستاره ها
طاقت نداره
چشم انتظاره
شبای باهم بودن گذشت
هرکسی رفت دیگه بر نگشت
ستاره آی ستاره ار اوج آسمونا بگو
تا بشنون نا مهربونا
چرا باید بمونن حالا تنهای تنها
اونا که بودن عمری هم دم ما


سلام دوستای گلم خوبین؟دلم براتون یه زره شده بود مدرسه بلاخره تموم شد.از نظراتتون هم خیلی ممنونم فعلا بابای.

+
نوشته شده در دوشنبه 26 اسفند1387ساعت 8:40 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

+
نوشته شده در یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 7:57 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

خداوندا
آنکه در تنهاترین تنهایی ام تنهایم گذاشت
در تنها ترین تنهایی اش تنهایش نگذاز

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همسر دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست


+
نوشته شده در یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 11:16 قبل از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

.jpg)
یه جاده غریب و دور
که راه نداره تا نسیم
من و یه دنیا خاطره
تو کوله بار بی کسیم
دونه به دونه اشکامو
به پای رویا میریزم
که سبز بشه یه روزگار
تو باغ خشک پاییزم
خرمن امید منو
سوزونده شعله های آه
دارم تماشا میکنم
خودم رو تو قاب گناه
یه تیکه از یادمو من
میسپارمش به آسمون
بگه خدا خدا ببین
طفلکی از خودش گریخت
با گریه میرفت و کسی
پشت سرش آبی نریخت
تا بره با ابرا یه روز
پیش خدای مهربون

سال نو همگی مبارک

ستایش بلاخره اومدی؟؟
الهی من قربونت برم نازنینم همه خوبن؟سال نو همگی مبارک با تکالیف مردسه چیکار میکنین؟؟

خب اشکال نداره بلاخره تموم میشه
بابا یه زنگ بزن اگه تونستی پوسیدم من اینجا
فدات فدات فعلا بابای

سکوت بهترین تفسیر دوست داشتنه

مهم درکنار هم بودن نیست

مهم به یاد هم بودنه

+
نوشته شده در جمعه 9 اسفند1387ساعت 3:36 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

نه میشه باورت کنم!!!
نه میشه از تو رد بشم!!!
نه میشه خوب من بشی!!!
نه میشه با تو بد بشم!!!
نه دل دارم که بشکنی!!!
نه جون دارم فدات کنم!!!
تو نوای موندن منی!!!
نه میتونم رهات کنم!!!
نه میتونه تو خلوتش!!!
دلم صدا کنه تورو!!!
نه میتونم بگم بمون!!!
نه میتونم بگم برو!!!
کجا برم که عطر تو نپیچه توی لحظه هام؟؟
قصه ام رو از کجا بگم ؟؟که پا نگیری تو صدام!!!
چه جوری از تو بگذرم؟
تو ای که معنی منی!!!
تو ای که از منی اگر تیشه به ریشه میزنی!!!
نه ساده ای نه خط خطی!!!
نه دشمنی نه همنفس!!!
نه با تو جای موندنه!!!
نه مونده راه پیش و پس!!!
+
نوشته شده در شنبه 3 اسفند1387ساعت 11:59 قبل از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

+
نوشته شده در شنبه 12 بهمن1387ساعت 8:57 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

+
نوشته شده در چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 9:36 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥


به چشم من نگاه نكن ، دوباره گريت مي گيره
ساده بگم كه عشق من ، بايد تو قلبت بميره
فاصله بين من و تو ، از اينجا تا آ سموناست
خيلي عزيزي واسه من ، ولي زمونه بي وفاست
قسم نخور كه روزگار ، به كام ما دو تا نبود
به هر كي عاشقه بگو ، غم كه يكي دو تا نبود
بگو تا وقتي زندهام ، نگاه تو سهم منه
هر جاي دنيا كه باشي ،دلم واست پر ميزنه
براي اين در به دري ، تو بهترين گواهمي
دروغ نگو ، كه مي دونم هميشه چشم به راهمي
+
نوشته شده در دوشنبه 30 دی1387ساعت 12:46 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

دل من غم داره توی محرم
نا محرمم آقا ولی باز تو محرم
به ما بودی و هستی بزرگوار
از کوچیک گرفته تا اون بزرگ تراش
من هیچم تهی ام جلو عظمتت
خدا بگذر از گناهم تورو عظمتت
علی اصغرو فرو کردن نیزه تو گلوش
میگن مظلوم ترم هست غیر اون پس کوش؟
دو دستت قطع شد آقا با مشک آب
اگه بودی پر میشد با اشک ما
تا که خاندانت نمونن تشنه لب
اگه بودم جون میدادم واست عشق من
مثل یارانت که بودن ۷۲ تن
آقا الکی نیست میزنم حرفا مو پر از
درد و غم احساس خب من
تو وجودم دارم اعتقاد محکم
داره گریه میکنه حتی قلم با من
خدا من یه حاجت ازت دارم
هنوزم بالاست دستای طلب کارم
برای دیدن زیارت عاشورا روی لینک زیر کیلیک کنید.
منو یادتون نره دعا کنید
زیارت عاشورا
+
نوشته شده در چهارشنبه 11 دی1387ساعت 2:34 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

.jpg)
ما كه رفتيم ولي يادت باشه ديونه بوديم واسه تو
يه عمر اسير تو كنج اين خونه بوديم واسه تو
ما كه رفتيم تو بمون با هر كسي دوستش داري
با اوني كه پنهوني سر روي شونش ميزاري
ما كه رفتيم ولي اين رسم وفاداري نبود
قصه چشاي تو ، واسه ي ماتكراري نبود
ما كه رفتيم ولي مزد دستاي من اين نبود
دل من لايق اينكه بندازيش زمين نبود
ما كه رفتيم ولي قدر تو رو دونسته بوديم
بيشترم خواسته بوديم ، ولي نتونسته بوديم
ما كه رفتيم تو برو دنبال طالع خودت
ببينم سال ديگه كسي مياد تولدت ؟
ما كه رفتيم ، تو بمون با اون كه از راه اومده
اون كه با اومدنش خنجر به قلب من زده
ما كه رفتيم دل نديم ديگه به عشق كاغذي
لااقل مي اومدي پيشم ، واسه ي خداحافظي.
روز شماری میکردم این اپ رو بزارم خیلی دوسش دارم
حالا نگین تو شکست عشقی خودری هاااااا


نه خیر چون قشنگ بود و دوسش داشتم گذاشتم


+
نوشته شده در یکشنبه 8 دی1387ساعت 4:34 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

مرد یک همبرگر، یک چیپس و یک نوشابه سفارش داد… همبرگر رو بهآرومی از توی
پلاستیک در آورد و اون رو با دقت خیلی زیاد به دو قسمت تقسیم کرد… یک نیمهاش
رو برای خودش برداشت و نیمه ی دیگه رو جلوی زنش گذاشت… بعد از اون، پیرمرد با
دقت خیلی زیاد چیپسها رو دونه دونه شمرد و اونها رو دقیقآ به دو قسمت تقسیم
کرد و نصفی از اونها رو جلوی زنش گذاشت و نصفه دیگه رو جلوی خودش…

ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر1387ساعت 6:14 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

عمریه دارم میسوزم واسه قطره ای صداقت..jpg)
عمریه موندم و سوختم توی بازی رفاقت.
عاشقونه دل سپردم
به نهایتت رسیدم
گم شدم توی وجودت.
جز بدی چیزی ندیدم.
انتظارم میسوزونه .
ساقه و ریشه و برگم.
از همه رنگا گذشتم.
انگاری که رنگ مرگم.
توی کوره راه بودن ،نمیشه گلی بکاریم؟
مثل بارون محبت روی همدیگه بباریم؟
+
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر1387ساعت 6:11 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

سلام دوست جوووووووونا
خوبین؟
خوشین ؟
سلامتین؟
ممنون از پیشنهاد هاتون
واقعا کمکم میکنین
در مورد دخترونه بودن وبلاگ باید بگم که من دخترم
با سلیقه ی خودم وب رو درست میکنم شما چه توقعی از من دارید؟
ولی حالا یه کاریش میکنم
مطالب اپ ها هم اگر غمگین و عاشقونست دلیل بر شکست عشقی یا عاشق بودن من نمیشه فقط برای زیبا بودن مطالب هست که میزارمشون تو وب 
باشه سعی میکنم مطالبم رو عوض کنم
دیگه امری نیست
بای بای

+
نوشته شده در پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 5:11 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥

یک تست روانشناسی بسیار جالب برای تعیین میزان استرس برای شما دوستان آماده کرده ام که از شما دعوت میکنم مراحل بسیار ساده ی آن را طی کرده و از سلامت روحی خود اطمینان حاصل کنید.
البته مطمئن نیستم چطوری کار می کند ولی به صورت خارق العاده ای دقیق است.
قبل از اینکه به عکس نگاه کنید توضیحات را به طور کامل بخوانید.
عکسی که در ادامه ی مطلب قرار دارد حاوی 2 دلفین کاملا متشابه می باشد که در مطالعات روی سطوح استرس در بیمارستان St.. Mary استفاده می شود.
به هر دو دلفین که از آب بیرون پریده اند نگاه کنید. هر دو دلفین کاملا شبیه یکدیگر هستند. یک مطالعه.....
در خط خطی شده
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه 20 آذر1387ساعت 7:21 بعد از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

با خیال تو به سر بردن اگر گناه است
با خبر باش که من غرق گناهم هر شب
+
نوشته شده در جمعه 8 آذر1387ساعت 10:48 قبل از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

عاشقت بودم........ یادت هست......؟
گفتم که دوست دارم .........گفتی ...
که کوچکی برای دوست داشتن....
رفتم تا بزرگ شوم......
اما آنقدر بزرگ شدم که یادم رفت
عاشقت بودم
عیدتون هم مبارک
+
نوشته شده در جمعه 8 آذر1387ساعت 10:9 قبل از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|

برایت آسمانی خواهم کشید
از ستاره های همیشه نورانی
تو در کنار من روی ابر ها
من غرق آن همه مهربانی
+
نوشته شده در جمعه 8 آذر1387ساعت 10:4 قبل از ظهر توسط ♥♥گل دختر♥♥
|
